بهانه هایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی بی اجازه وارد آن شده بودی …
من سوگوار نبودنت نیستم
من شرمسار این همه تحملم !
.
.![]()
.
چقدر احمقانه ست
از یک قهوه ی تلخ انتظار فال شیرین داشتن …
.
.![]()
.
ندیدی چشم غمگین و تر من
تو رفتی و نشد این باور من
به پایت می نشینم تا بیفتد
دوباره سایه ی تو بر سر من
.
.![]()
.
هوایت چقدر آلوده شده ؟
که هر وقت به سرم زد چشمانم را سوزاند !
.
.
.
خیلی ها دلم رو شکستن ولی تو با همه فرق داری
آخه یه ضرب المثلی هست که میگه:
“کار را که کرد ، آن که تمام کرد”
.
.
.
شعر ردیف و قافیه نمیخواهد
بوی آغوش تو هر دیوانه ای را شاعر میکند …
.
.
.
.
گاهی سخت می شود …
دوستش داری و نمی داند
دوستش داری و نمی خواهد
دوستش داری و نمی آید
دوستش داری و سهم تو از بودنش
فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت
دوستش داری و سهم تو
از این همه ، تنهایی است
.
.
![]()
.
آسمان نیستم که هر پرنده سهمی از من باشد
من آن پرنده ام که سهم آسمانش را از چشمان “تو” میخواهد . . .
|